«دستی بیباک» در جهان هنر اثر میگذارد
July 23, 2010 by contributor
نویسنده: جف بارون، عضو هیئت تحریریهٌ America.gov - برگردان فارسی: اردشیر لطفعلیان
نگار احکامی در نقاشیهای خود عناصر ایرانی را با حساسیتهای غربی در میآمیزد
نگار احکامی میگوید که در نقاشیهای خود «روحیهٌ پانک راک» و عشق ایرانی را با رنگ آمیزی و پرداختن به جزئیات به کار میگیرد.
واشنگتن _ تابلوهای نگار احکامی از ریزهکاریها، رنگ آمیزی زنده، با لایههایی از اکریلیک، و گاهی رنگهای براق برای تأکید بر سه بعدی بودن نقاشیها سرشارند. وقتی سایر هنرمندان با روی آوردن به تقلیلگرایی و سادهپسندی (مینیمالیسم) به شهرت میرسیدند، احکامی با بیاعتنایی به پرداختن هرچه بیشتر به جزئیات (ماکسیمالیسم) روی آورد.
تأثیرپذیریهای هنری او که از هویت ایرانی و تربیت آمریکاییاش ریشه میگیرند، به همان اندازه غنی و پیچیده هستند: مینیاتورهای ایرانی، خوشنویسی و سفالگری، به اضافهٌ کارهای اردشیر محصص. او در دوران رشد با بسیاری از هنرمندان ایرانی آشنا شده، ولی به طور همزمان با سبکهای اکسپرسیونیسم، پاپ، باروک و فوویسم نیز آشنایی پیدا کرده است.
احکامی میگوید، در دورانی که هنرمندان ایرانی به طور فزایندهای مورد توجه و احترام قرار میگیرند، میداند که مردم او را در ردهٌ هنرمندان ایرانیــآمریکایی قرار خواهند داد، و او از این بابت شکایتی ندارد.
او میگوید: «من نیاز به گروهبندی مردم را درک میکنم. این برای من مسألهای نیست. فقط امیدوارم که با مرور زمان این تنها گروهی نباشد که مرا در آن جای میدهند. صِرفِ پرداختن به هنر خودش یک امتیاز است، حتی اگر بنا باشد مرا در در یک گروه بگذارند، من راضی هستم.»
ولی اگر از او بپرسید که خودِ او خود را در کدام گروه قرار میدهد، میگوید: «من بسیار آمریکایی هستم. من خود را نخست و بیش از همه یک هنرمند آمریکایی میدانم.»
احکامی دربارهٌ سبک خود میگوید در هنرش «دستی بیباک» را به کار میگیرد. او گفت: «در ظاهر و یا در رفتار روزمرهٌ من نشانی از گرایش «پانک- راک» دیده نمیشود، ولی وقتی نقاشی میکنم، ذهنیت پانک- راک دارم.»
احکامی در ۳۹ سالگی، یک ستارهٌ راک نیست، ولی در جهان هنر با شرکت در نمایشگاههای فردی یا گروهی در گالریهای هنری محل اقامتش نیویورک، ، و دیگر شهرهای ایالات متحده و نیز در زوریخ، سوئیس، به موفقیتهایی دست یافته است. او میگوید که زندگی حرفهایاش زمانی اوج گرفت که دخترش را، که اکنون دو سال و نیم دارد، باردار بود. او میگوید: «فکر میکنم که او برایم شگون داشته است.» او باید خود را به ندیدن آثارش در اطراف خود عادت دهد، چون آنها به سرعت به فروش میرسند.
مسیری که احکامی از نظر شخصی و هنری پیموده، از کلاسهای نقاشی دوران کودکی گرفته تا نقاشی در کارگاهش در خانهٌ خود در بروکلین ــ نیویورک، تا حدی پر پیچ و خم بوده است. او در کلیفتون ــ نیوجرسی، حومهٌ شهر نیویورک بزرگ شد. پدرش او را به کلاسهای انجمن هنری دانشآموزان نیویورک میبرد. به گفتهٌ احکامی، او حتی در آن زمان از این که از روی مدل چیزی را بکشد، حوصلهاش سرمیرفت و برای رفع این مشکل، حواشی و زمینهها را با استفاده از قوهٌ تخیل خود میآراست.
در تابلوهایی مانند «پل»، احکامی میان سبک غربی و شرقی پلی ایجاد میکند. او میگوید سعی دارد «نوعی هنر درهم ریختهٌ ایرانی» به وجود آورد.
احکامی در دانشگاه از رشتهٌ زبان و فرهنگ کشورهای خاورمیانه فارغالتحصیل شد. کمی بعد از آن، به دانشکدهٌ حقوق رفت. ولی هنر را فراموش نکرد. او میگوید: «من به دانشکدهٌ حقوق رفتم، با اینکه بخوبی میدانستم که این کارِ مورد علاقهٌ من نیست.» او پس از رها کردن کارش در یک شرکت بزرگ وکالت، به عنوان کارمند حقوقی در یکی از موزههای نیویورک مشغول به کار شد و اوقات فراغت نقاشی کرد. ولی پس از یکی دو سال، بروشنی دریافت که نقاشی برایش اهمیت بیشتری دارد.
احکامی میگوید: «من به جایی رسیدم که دیگر نمیتوانستم هر دو کار را انجام دهم.» بنابراین، تقریباً در سی سالگی، یکی را جایگزین دیگری کرد و و به یک هنرمند تمام وقت تبدیل شد و تنها برای تأمین هزینههای جاری زندگی، به وکالت پرداخت. او هنوز پروانهٌ وکالت خود را تجدید میکند ولی گویا چند سالی است که از آن استفاده نکرده است.
احکامی در سیر و سفر هنریاش، نخست از سبک هنر ایرانی دور شد، ولی بعدها برخی از عناصر آن را در آثار خود به کار گرفت. او میگوید: «این جنبهای از میراث فرهنگی من است که بیش از همه چیز به آن افتخار میکنم. من عاشق کیفیت جواهرآسای هنر ایرانی هستم.»
ولی او قدرت هیجانانگیز و بیامان هنرمندان اکسپرسیونیسم را تحسین میکند. او میگوید «نمیتوانست خود را در قالب یک هنرمند کلاسیک ایرانی تصور کند که خودش را پشت جزئیات زیبا پنهان میسازد و اثرش برای او وسیلهٌ اصلی بیان یا به تصویر کشیدن اضطراب جهان نیست».
احکامی میگوید هر چه بیشتر کاوش کرد، بیشتر به این موضوع پی برد که میخواهد «نوعی هنر ایرانی درهمآشفته که شاید کمتر زیبا ولی طنزآمیز باشد، بیافریند»
به گفته احکامی او آزادانه عناصری از سنن ایرانی را به کار میگیرد. او میگوید «من واقعاً عاشق شیوهٌ ترسیم صخرهها در مینیاتورهای ایرانی هستم.» او از پلهای ارتباطی که میتواند میان هنر غربی و شرقی ایجاد کند، لذت میبرد. ممکن است که نقاشیهای ایرانی نفوذی بر نخستین نقاشهای منظرهٌ آمریکایی مانند توماس کُل نداشتهاند، ولی به گفتهٌ احکامی، او شیوهای را که هر دو نوع نقاشی برای کشیدن درختها به کار میبرند بسیار دوست دارد و در آثارش از هر دو سبک الهام گرفته است. موضوع هنر او نیز پیوندها میان دو فرهنگ را بازتاب میدهد. او میگوید: «من جنبههای پوچ میراث فرهنگ ایرانیام را نیز به کار میگیرم.» چیزی که او پوچیهای سیاست ایرانی و نحوهٌ درک آمریکاییان از ایران مینامد، همان چیزی است که با شکوه فرهنگی ایران که او با افتخار از آن الهام میگیرد در تضاد است.
احکامی آثار خود را سیاسی میداند چرا که خود او، از شکافی که میان ایالات متحده و ایران وجود دارد عمیقاً رنج میبرد. او میگوید: «دوست داشتم هنری به وجود آورم که هیچ چیز سیاسی در آن نباشد.»
او دربارهٌ نحوهٌ درک آمریکاییها از ایران میگوید: «در گذشته، تنها تصویرهایی که مردم میدیدند، همان تصویرهای آمیخته با شعار «مرگ بر آمریکا» بود.» ولی اکنون او تغییر امیدوارکنندهای را در رفتار آمریکاییها ملاحظه کرده است و به نظر میرسد که آنها سرانجام شروع به درک سیاست و تاریخ ایران کردهاند، این درک طی چندین دهه پس از وقوع انقلاب ۱۹۷۹ وجود نداشت: «اینکه مردم در آمریکا بالاخره درک میکنند که در ایران چه میگذرد، برای من التیامبخش بوده است.»



Comments